الفيض الكاشاني

84

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

يكى از بزرگان گويد : تقوا پيشه كن كه هيچ پرهيزگارى را نيازمند نديدم يعنى شخص پرهيزگار آنچه براى زندگيش ضرورى است به وى مىرسد ، بلكه در دلهاى مؤمنان مىاندازد كه روزىاش را به او برسانند . فضيل گويد : به عربى بيابانى گفتم : زندگىات از كجا تأمين مىشود ؟ گفت : از نذورات زائران خانهء خدا . گفتم : هرگاه حاجيان رفتند ( چه مىكنيد ؟ ) پس گريست و گفت : اگر زندگى نكنيم جز از جايى كه مىدانيم زندگى نخواهيم كرد . ابو حازم گويد : دنيا را دو چيز يافتم : يكى از آن دو مال من است . پس اگر پيش از زمان خودش شتاب كنم به من نمىرسد ، اگر چه با قدرت آسمانها در زمين آن را بطلبم ؛ و يكى از آن دو مال ديگرى است كه گذشته‌اش به من نمىرسد و به باقيمانده‌اش اميد نمىبندم . آنچه از آن ديگرى است از رسيدن من به آن جلوگيرى مىشود ، چنان كه آنچه از آن من است از رسيدن آن به ديگرى جلوگيرى مىشود . پس در كدامين آن دو ، عمرم را فانى كنم ؟ اين دارويى است كه شناخت آن زمانى كه شيطان انسان را از فقر مىترساند براى دفع وى لازم است . سوّم آن كه از عزّت بىنيازى كه در قناعت و ذلّتى كه در طمع است آگاه باشد و چون اين آگاهى و شناخت محقّق شد ميل او به قناعت برانگيخته مىشود ، چرا كه حرص بدون رنج و طمع بدون ذلّت نيست ، ولى در قناعت فقط زحمت صبر در برابر تمايلات و چيزهاى زائد است و از اين درد جز خدا هيچ كس آگاه نيست و داراى ثواب اخروى است . حرص و طمع از امورى است كه توجّه مردم به آن جلب مىشود ، در حالى كه گناه و گرفتارى دارد . آنگاه انسان به خاطر آن دو عزّت نفس و توان پيروى از حق را از دست مىدهد ، زيرا كسى كه بسيار حريص و طمعكار باشد بيشتر به مردم محتاج مىشود و نمىتواند آنان را به حق دعوت كند و همواره نيرنگ مىزند ، و اين عمل دينش را بر باد مىدهد و هر كس عزّت نفس را بر شهوت شكم ترجيح ندهد عقلش سبك و ايمانش